LifeStyle

۱۳ راهکار اعجاب انگیز برای داشتن و خلق زندگی شاد

۱. کاری را انجام دهید که به زندگی شما معنا ببخشد

همه‌ی ما این دوران را تجربه کرده ایم: حس این که حوصله مان سر رفته و در یک دایره‌ی تکراری از کار‌های روزمره گیر کرده ایم. برای داشتن زندگی شاد چه باید کرد قطعاً، روشن کردن تلویزیون و تماشای یک برنامه‌ی مفرح، راحت‌تر از پرسیدن سوال «هدف من در زندگی چیست؟» می‌باشد و انسان را به کشمکش کمتری می‌کشاند.

ویکتور فرانکل در این باره می‌گوید: «وقتی انسان نتواند احساس عمیقِ معنا را در زندگی اش پیدا کند، سعی می‌کند که حواس خودش را با خوشی‌های زودگذر پرت کند.» بسیاری از افراد موفق که در زندگی از پول و احترام و شهرت هیچ چیزی کم ندارند، ادعا می‌کنند که اصلاً خوشحال نیستند. این مسئله، یک دلیل بزرگ دارد: خوشحالی ما از احساس معنا در زندگی سرچشمه می‌گیرد.

زندگی شاد

۲. تعداد گزینه هایتان را کم کنید و در مورد هدفتان با خودتان روراست باشید

تعداد زیادِ گزینه‌ها ما را خسته و ناراحت می‌کند و باعث می‌شود که نتوانیم تصمیم درستی بگیریم. درست است که همیشه به ما گفته اند «گزینه هایت را محدود نکن»، اما نامحدود بودن گزینه‌ها هم می‌توانند به مضطرب شدن و فقدان توانایی ما در تصمیم گیری منجر شوند.

وقتی گزینه‌های زیادی برای تصمیم گیری داشته باشید، تصمیم ضعیفی خواهید گرفت. این چیزی است که به آن فرسودگی تصمیم می‌گویند. مهم‌ترین چیزی که در مورد افزایش سطح شادی و زندگی شاد باید بدانید این است که می‌بایستی از میزان تصمیمات غیر ضروری روزانه تان بکاهید.

۳. یک فضای امن برای یافتن خویش و از بین بردن احساس شرم ایجاد کنید

ما در طول روز با پیغام‌هایی در باب نحوه‌ی صحیحِ رفتار، نگاه کردن و یا فکر کردن، بمب باران می‌شویم. هر انسان به طور میانگین در روز ۱۰ هزار تبلیغ مختلف در این باب دریافت می‌کند. تمامی این قول‌های صد من یه غاز در حالی به انسان داده می‌شوند که ما حس می‌کنیم مجبوریم تا طبق نظر دیگران رفتار کنیم. قسمت غم انگیزش اینجاست که این کار را هم انجام می‌دهیم، اما همیشه احساس می‌کنیم که به این نوع از رفتار تعلق نداریم.

وقتی احساس فهمیده شده یا دوست داشته شدن نداشته باشیم، به هیچ وجه نمی‌توانیم خوشحال باشیم. یکی از موانع بزرگی که بر سر راه «شبیه خودمان بودن» قرار دارد، شرم و خجالت است. یادگیری این که چطور می‌توانیم با خودمان روراست باشیم و خود واقعی مان باشیم، می‌تواند به خوشحالیِ طولانی مدت ما منجر شود.

۴. کنجکاوی تان را سرکوب نکنید، در این صورت با رشد شخصیتی تان مواجه خواهید شد

بسیاری از بهترین پدیده‌های این جهان، نتیجه‌ی کنجکاوی یک فرد دیگر بوده اند. به همین دلیل است که تمام مردم جهان، افرادی مانند استیو جابز، توماس ادیسون و هنری فورد را دوست دارند.

ارضا کردن احساس کنجکاوی، سبب ترشح ماده‌ی دوپامین در مغز می‌شود. این مسئله حتی می‌تواند به وسیله‌ی اتمام یک فیلم و دانستنِ انتهای یک داستان اتفاق بیفتد. به همین خاطر است که اینقدر مشتاق دانستنِ انتهای رمان یا فیلم و سریال‌ها هستیم. چون مقدار خاصی از دوپامین در مغزمان ترشح می‌شود که پاداش با ارزشی است. این پدیده در تمام ابعاد زندگی ما رسوخ کرده، ابعادی همچون چک کردن ایمیل‌ها و فضای مجازی.

در حالی که ممکن است این اعمال لذت کمی داشته باشند، اما نوعی از کنجکاوی وجود دارد که به خوشحالی طولانی تری منجر می‌شود. دکتر تاد کاشدان این موضوع را تحت عنوان «کاوشگرِ کنجکاوی» توضیح می‌دهد.

زندگی شاد

۵. با کمک کردن به دیگران، به خودتان کمک کنید

خوشحال‌ترین افراد کسانی هستند که تاثیر مثبتی بر روی دیگران دارند. از این رو دنیس ویتلی می‌گوید: «هیچ مرد یا زنی مثل جزیره نیست. زندگی کردن به صورت انفرادی معنایی ندارد. شما نمی‌توانید به احساس رضایت دست پیدا کنید، مگر این که به چیزی بزرگتر در زندگی متصل باشید. چیزی مثل یک هدف بزرگ».

هرکسی چیزی برای اتصال به این جهان دارد. بخش سخت مسئله این است که باید این چیز را پیدا کنیم؛ و حقیقت این است که تا وقتی تلاشی نکنیم، نتیجه‌ای هم دریافت نمی‌کنیم. علم مدارکی را به ما ارائه کرده که نشان می‌دهد کمک به دیگران می‌تواند به خوشحالی منجر شود. اگر کمک به دیگران از راه درستش صورت بگیرد، می‌تواند حال و روز انسان را به شدت بهتر کند.

۶. از منطقه‌ی آسایش خود خارج شوید و سیم پیچیِ مغزتان را اصلاح کنید

به احتمال زیاد، ناراحتی شما به خاطر روزمرگی است. شاید هم شما از امتحان کردن چیز‌های جدید می‌ترسید. یا حتی در یک مثال گسترده تر، مثل کسی می‌مانید که می‌داند در شغل حال حاضرش به جایی نخواهد رسید، اما از ترس فقر مالی، اقدامی برای تغییر شغلش نمی‌کند.

مشکل شما هر چه که هست، ممکن است منشأ آن در خروج از منطقه‌ی آسایش تان باشد. دانشمندان متوجه شده اند که اگر انسان به قدر کافی از منطقه‌ی آسایشش خارج شود، می‌تواند مقدار اندورفین را در مغزش افزایش دهد و به تزریق احساس شادی در زندگی اش تزریق کند تا زندگی شاد داشته باشد

۷. مادی گرایی را کنار بگذارید و بر روی خلق تجربیات جدید سرمایه گذاری کنید

تا به حال بار‌ها اتفاق افتاده است که از خریدن یک اسباب بازی، بازی کامپیوتری یا یک قطعه‌ی تکنولوژی بسیار احساس شادی می‌کنیم، اما می‌دانیم که این شادی و زندگی شاد تا مدت بسیار کوتاهی دوام دارد. این مسئله برای تمام مسائل مادی صدق می‌کند. تمامی آن ها، چیزی بیش از یک خوشحالی موقتی نیستند. اما یک تجربه‌ی خوشایند تا ابد به مثابه‌ی یک خاطره‌ی خوش در ذهن ما باقی می‌ماند.

شاید دارایی‌های زیاد چیز جالبی باشد، اما هیچ وقت نمی‌تواند مثل یک تجربه‌ی خوشایند جزوی از شما باشد. به همین دلیل است که سرمایه گذاری بر روی تجربیات بهتر از سرمایه گذاری بر روی مادیات است.

۸. به طور منظم مدیتیشن کنید

آگاهی از خود، مهارتی است که می‌تواند فواید بی نظیر و بی شماری به شما هدیه کند و سبب به دست آوردن شادی در زندگی تان شود، این مهارت با مدیتیشنِ منظم قابل یادگیری است.

برای یک لحظه تصور کنید که از تمام افکار و احساسات سمی دور و برتان خلاصی یافته اید. قطعا در این لحظه احساس شادی و زندگی شاد بر شما غلبه خواهد کرد. مدیتیشن می‌تواند مواد داخل هیپوکامپوس را افزایش دهد، قسمتی از مغز که با حافظه، یادگیری و احساسات در ارتباط است. همچنین می‌تواند مواد داخل آمیگدال را کاهش دهد، قسمتی از مغز که با استرس و اضطراب در ارتباط است.

۹. نگرشتان را نسبت به قدردانی تغییر دهید

شاید این جمله‌ای باشد که بار‌ها شنیده باشید، اما حقیقت محض است. روزنامه‌ی شادی در یکی از آزمایشات خود، از ۲۱۹ زن و مرد خواست که در طول مدت سه هفته، سه نامه راجع به قدردانی بنویسند و از در آن، از نعمت‌هایی که دارند قدردان باشند. نتایج نشان داد که این نامه ها، سبب بالا رفتن میزان رضایت شرکت کنندگان از زندگی، و کاهش نشانه‌های افسردگی در ایشان شد.

مغز شما نمی‌تواند همزمان بر روی نکات مثبت و منفی یک پدیده تمرکز کند. از این رو، شما می‌توانید تمرکز خودتان را از روی چیز‌هایی که ندارید و شما را ناراحت می‌کنند بردارید، و بر روی نعمت‌هایی که دارید و شما را خوشحال می‌کنند معطوف کنید.

۱۰. عادت‌های بهتری را بسازید

یکی از بزرگترین تفاوت‌هایی که بین افراد شاد و ناراحت وجود دارد، در عادات این دو است که باعث میشود زندگی شاد یا غمگینی داشته باشند. بالغ بر ۴۰ درصد از اوقات روز ما، نتایج عادات ماست، نه تصمیماتی که می‌گیریم!
حقیقتی که در رابطه با سختیِ شکستن عادات وجود دارد، این است که عادات، تبدیل به روزمرگی ما می‌شوند. انسان ها، موجوداتی وابسته به عادت و روتین هستند. چارلز داهیگ در کتاب خود تحت عنوان «قدرت عادت» توضیح می‌دهد که عادت بر سه پایه‌ی ماشه، روتین و پاداش ساخته شده است

زندگی شاد

۱۱. نحوه‌ی پیش‌بینی شادی را بیاموزید

چیز‌های زیادی در زندگی وجود دارند که آن قدری که ما فکرش را می‌کردیم لذت بخش نبوده اند. ممکن است شما هم در تمام طول زندگی تان یک ماشین گران قیمت را می‌خواستید، اما حالا که چنین ماشینی را زیر پایتان دارید، باید نگران تمام خط و خش هایش باشید و برای سر حال نگه داشتن ماشین، خرج‌های میلیونی کنید.

ممکن است در گذشته به عمل ازدواج علاقه‌ی خاصی داشته باشید، اما حالا و به عنوان یک فرد متاهل، متوجه شده باشید که زنده و تازه نگه داشتن یک رابطه‌ی عاشقانه، امری واقعا سخت و دشوار است.

پروفسور دانشگاه هاروارد، دن گیلبرت درباره‌ی دلایل ناراحتی ما انسان‌ها می‌گوید که یکی از شاخص‌ترین دلایل، این است که ما تصور یا به عبارت دیگر، پیش بینی اشتباهی از احساس شادی داریم.

۱۲. با خودتان مهربان باشید تا عزت نفس و اعتماد‎به‌نفس بالاتری داشته باشید

این مکالمه به طور واقعی و در دنیای واقعی اتفاق افتاده است. تنها تفاوتش این است که این مکالمه‌ی دو دختر نیست، بلکه مکالمه‌ی یک دختر با خودش است. این نمایشنامه، از روی مستندی که توسط یک زن ساخته شد، نوشته شده است. این مکالمه شامل رفتار‌های یک زن با خودش است.

در پیِ چنین مستندی، کمپینی برای یک هدف مشخص ساخته شد: این که اگر ما به خاطر رعایت اخلاقیات با هیچ کس، حتی دشمن خود هم این طور صحبت نمی‌کنیم، پس چرا چنین رفتاری با خودمان داریم؟

افرادی که داشتن عزت نفس و اعتماد به نفس را تمرین می‌کنند، از ارتباطات اجتماعیِ گسترده تر، هوش احساسی، خوشحالی و رضایت کلی از زندگی برخوردارند. پس دفعه‌ی بعدی که احساس کردید با خودتان تند حرف می‌زنید، در دفاع از خودتان قیام کنید تا بتوانید به سمت به دست آوردن زندگی شاد بروید.

زندگی شاد

۱۳. برای ناراحتی به خودتان زمان بدهید

اغلب اوقات مردم سعی می‌کنند که از تمام احساسات منفی اجتناب کنند، چرا که از احساس درد و سوگواری هراس دارند و یا حس می‌کنند که با بروز دادن این احساسات، به آسیب پذیری مطلق می‌رسند. اما تا وقتی که به خودتان اجازه‌ی گریه کردن ندهید، هیچ وقت نمی‌توانید از شر آن احساسات خلاص شوید. آن‌ها در درون شما گیر می‌کنند.

وقتی احساسات منفی در درون شما گیر می‌کنند و کرخت می‌شوند، به رفتار‌هایی مثل کشیدن سیگار، خوردن دارو‌های مسکن و خواب آور و یا کار کردن بیش از حد برای فرار از احساسات منفی روی می‌آورید. اتفاقی که پس از این ماجرا می‌افتد، این است که احساسات مثبت نیز به طبع احساسات منفی، کرخت می‌شوند و توانایی بروز را پیدا نمی‌کنند.
زندگی زیبای تو هر روز صبح شروع می شود+جوئل اوستین
NLPچیست و در زندگی ما چگونه میتواند احساس مثبت را بیافریند
همچنان در عصر خلاقیت بمانید

برچسب ها
نمایش بیشتر

پریا ترابی

من پریا ترابی هستم. از سال 98 به عنوان مدیر ارتباطات عصر خلاقیت کار خودم را آغاز کرده و اکنون مدیر برنامه های آقای مصطفی طاهری هستم

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × یک =

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن